دسته: جشنواره فیلم فجر نمایش از شنبه, 22 بهمن 1390 11:55
فیلمروز، عباس خادم الحسینی- «برف روی کاجها» فیلم قابل قبولی است. آن هم برای کارگردانی که پیش از این فیلمنامه نویسی میکرد و بازیگری. فیلم قصه چراغهای رابطهای است که خاموش شده و آدمهایش در تاریکی پی فانوسی ولو بیرمق میگردند.
داستان زنی که خیانت میبیند، ایستادگی میکند و خم میشود، مثال همان کاجی که برف روی شاخ و برگش سنگینی میکند. مهناز افشار در بهترین نقش آفرینی دوران بازیگریش، به درستی قامت زنی مظلوم را از مرز فرو افتادن در ورطه تکرار و تلاش برای برانگیختن حس ترحم بیننده، به سوی تغییری ملموس پیش میبرد. هر چند فیلمنامه نویس و کارگردان در این راه به وی یاری رساندهاند، ولی خودآگاهی افشار و حل شدن در بطن کاراکتر به وضوح مشهود است.
فیلم به شیوه سیاه و سفید فیلمبرداری شده است و شاید بتوان توجیه این اقدام را درهمین زوال میان شخصیتها جستجو کرد. جدا از سیاه و سفید بودن، فیلمبرداری کلاری در اغلب اوقات آن چیزی نیست که باید باشد. دوربین روی دستهای نابه جا و ناشیانه از فیلمبرداری با تجربه کلاری کمی عجیب به نظر میرسد. شاید با دیدن «جدایی نادر از سیمین» انتظارمان از کلاری بیش از این چیزی بود که دیدیم.
نگاه معادی به واسطه نزدیکی با اصغر فرهادی، کمی رنگ و بوی فیلمهای آن کارگردان را به خود گرفته است. اصرار بر نمایش بیمورد جزئیات (حضور تعمیرکار، هیات مذهبی و...) گاه آزاردهنده مینماید. شاید اگر نویسنده به جای پرداختن زیاد به خیانت شوهر، روند شکل گیری رابطه ( افشار و ابر) را نشان میداد، نتیجه دلپذیرتر و به یادماندنیتر میشد.