دسته: جشنواره فیلم فجر نمایش از چهارشنبه, 19 بهمن 1390 22:48

فیلمروز، فرهاد دل آرام - اولین انیمیشن بلند سینمایی ایران که چند سال برای آن عده ی کثیری وقت صرف کرده بودند، ضعیف و ناامید کننده از آب درآمد. از همان چند وقت پیش که مشخص شد نگاره های کاراکترهای انیمیشن همان چهره های صداپیشگان مشهور سینما فقط در شکل و شمایل کاریکاتور هستند، مشخص بود که «تهران 1500» کار خوبی نخواهد بود و خالق اثر سعی در جذب بیننده بر طبق قوانین دنیای سینمای گیشه ای ایران دارد.
از همان ابتدا نوع انیمیشن و سطح پایین کار کامپیوتری که برای ساخت کار صورت گرفته است، تماشاگر را با ناامیدی روبرو میکند، از حرکتهای کند شخصیتهای انیمیشنی در تصاویر و هماهنگ نبودن صدا با لبهای کاراکترها گرفته تا رنگ بندی ضعیف و به دور از خلاقیت دنیای فیلم. بارها شنیده ایم که سطح انیمیشن و امکانات برای ساخت در ایران وجود دارد! جوانان حرفه ای و با استعدادی هم وجود دارند!! پس این حاصل کار چرا اینقدر ضعیف است؟! از جنبه های فنی هم که بگذریم، به این مسئله میرسیم که دست اندرکاران فیلم چه مخاطبی را نشانه گرفته اند؟ مگر انیمیشن در وهله اول برای بیننده کم سن و سال ساخته نمیشود؟ پس کجایند آن داستانها و مواردی که آن نوع بیننده را جذب میکنند؟! بیننده کودک و نوجوان ما چه گناهی کرده اند که باید در انیمیشن هم همان داستانهای تکراری، مزخرف و بدون خلاقیت ذهنی را تماشا کنند.
اصلا بهتر است بگوییم که چرا کارگردان با خود فکر کرده است که برای ساخت انیمیشن، فیلمنامه ای قوی نیاز ندارد و بدون داستانی دقیق - البته دقیق برحسب قوانین دنیای انیمیشن - میتواند فیلمی قوی بسازد. هر ساله انیمیشن های زیادی در دنیا ساخته میشوند که بیشتر آنها اگر در ساخت هم قوی نباشند حداقل داستانهای بسیار خوبی را در خود جای میدهند، داستانهایی که بدون استفاده ابزاری از مشهور بودن صداپیشگان خودشان و فقط به صرف قوی بودن خود داستان هم بیننده کودک و نوجوان و هم بیننده بزرگسال را جذب میکنند اما داستان «تهران 1500» به مانند سیلی از فیلمهای سینمایی ضعیف و بدون محتوا کشورمان در مورد پسری فقیر است که به دنبال دختری متمول است. البته آن فیلمهای کم ارزش حداقل به بعضی چفت و بندهای داستانی و کشمکش خود میپردازند اما این انیمیشن به هیچکدام از آن موارد نمیپردازد. نویسنده فقط در لا به لای داستان شوخی هایی با شخصیت ها معروف و هنجارهای اجتماعی تهران 1390 میکند و باعث خنده تماشاگر و دست زدن آنها میشود اما باید پرسید که همین موارد کافی است که یک انیمیشن را خوب دانست!؟
خالق اثر با این فیلم نشان داد که اصلا نتوانسته که از پیشرفت 110 سال آینده دنیا و دنیای تخیلی انیمیشن استفاده کند تا موقعیتهای بکری را به وجود آورد. خالق اثر نشان داد که از هر دستاویزی استفاده کرده است تا فیلمش پرفروش شود، از بازیگران مشهوری که صداپیشگی را در حد آماتور انجام میدهند و نشان دادن تصویر اصغر فرهادی اسکار گرفته در موزه سال 1500 تا گوشه و کنایه ای به هنجارهای عرفی و دینی جامعه.
به طور کل صحبت در مورد «تهران 1500» بسیار میتوان کرد اما آرزو دارم اگر قرار است چنین انیمیشن هایی سطحی ساخته شوند، هیچگاه ساخته نشوند. حاضریم همیشه حسرت بخوریم که انیمیشن در سینمایمان نداریم و اگر شرایطش باشد انیمیشنهای خوبی میسازیم تا اینکه از تماشای چنین انیمیشنی حرص بخوریم.