فیلمروز

Login
Close
ورود به حساب کاربری ایجاد حساب کاربری

Log in with Facebook

جشنواره فیلم کن 2012 

http://www.filmrooz.com/modules/mod_image_show_gk4/cache/paziraee-gallerygk-is-144.jpglink
http://www.filmrooz.com/modules/mod_image_show_gk4/cache/taranehgk-is-144.jpglink
http://www.filmrooz.com/modules/mod_image_show_gk4/cache/boghz_9gk-is-144.jpglink
0 1 2

نقدی بر فیلم خدمتکار (The Help) / پیشخدمت افتخاری

the-help

فیلمروز، نویسنده : دیوید دنبی 18 آکوست 2011 - مترجم : سارا دل آرام -

فیلم «خدمتکار» یا «کمک» براساس پرفروش ترین رمان سال 2009 نوشته کاترین استاکت ساخته شده است که در به تصویر کشیدن کار خدمتکاران تجربه جدیدی است. قسمتهایی از آن با ضرب آهنگ بالاست و بازیهای فیلم تاثیرگذار است. روایت فیلم به صورتی است که همینطور که فیلم ادامه پیدا میکند موضوع قبلی بی اهمیت جلوه کند. این فیلم یک نوع تصویر صمیمی آزادی است که «رابرت مولیگان» در فیلم شاهکارش یعنی «کشتن مرغ مقلد» یا «مارتین ریت» در فیلم «صدادار» چهل یا پنجاه سال قبل با یک موضوع متفاوت ساخته بودند. اینکه زنان سیاه برای خانواده های سرمایه دار سفیدپوست ایالت می سی سی پی در اوایل دهه 1960 کار میکنند. (و با گسترش در هر زمانی و مکانی) و در مورد زندگی زنان سفید پوستی که ارباب آنها هستند. پیشخدمتان بسیاری از زنان سفیدپوست را بزرگ میکنند اما عشقی که در ابتدا بین آنها بود به مرور زمان با آزادگی و عدم صداقت از بین میرود. اکنون همان بچه ها به زنان فرزند داری تبدیل شده اند و خدمتکارانی برای انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان دارند . گاهی اوقات پیشخدمت ها همان کسانی هستند که این زنان را بزرگ و تربیت کرده اند اما الان زنان سفیدپوست فقط به حد یک خدمتکار مزدبگیر به آنها توجه میکنند و نه به عنوان عضوی از خانواده که همیشه در کنارشان بوده است.

سال 1962 در شهر جکسن جایی که حرکات حقوق شهروندی بسیار قدرتمند میشد و سفیدپوستان از این موضوع وحشت داشتند. زنان جوان تنبل و پرافاده ی سفیدپوست حتی اجازه نمیدادند که خدمتکاران از سرویسهای بهداشتی خانه استفاده کنند. در همین هنگام یک تلخی خاص صمیمی، یک حس خیانت کردن، گرمای داستان را بالا میبرد. زنان سفیدپوست خاطرات کودکیشان را سرکوب میکنند و به یاد نمی آورند. خدمتکاران نمیتوانند با آزادی صحبت کنند و در مقابل فرزندانشان رنج خود را آشکار نمیکنند. مردان سیاه پوست هم حرف زیادی نمیتوانند بزنند اگر میخواهند که کارهای خود را از دست ندهند.

the-help-movie-scene

«استاکت» با زیرکی موضوع را برای خوانندگانش گسترش داده است. فیلم اخلاقا بسیار جدی و قابل لمس است اما مایه هایی از سرخوشی و سخن چینی زنانه دارد در عین حال مایه های سنگینی از پستی در آن است که منجر به نتیجه غیرمتقاعدکننده میشود. به نظر میرسد که رمان یک حرکتی از خودخواهی و در عین حال طلب بخششی از سوی نویسنده است. «استاکت» خودش در جکسن و در دهه 70 و 80 زیرنظر پیشخدمت سیاه پوستی به نام «دمتریس مک لرون» بزرگ شده است که وقتی استاکت 16 ساله بوده است، فوت کرد. استاکت زندگی زنان شبیه پیشخدمت خود را دوباره خلق کرد اما اجزاء داستانش را در بین جنبش های حقوق بشری و به مرکزیت زنی سفیدپوست و خاص به نام «اسکیتر» قرار داده است.اسکیتر دختری تحصیلکرده است و همه انتظار دارند که به مانند دوستانش ازدواج کند اما او بیشتر مشتاق به نوشتن است. او برای برخورد با بی رحمی جامعه، با زنان سیاه پوستی که میشناخت مصاحبه کرد.

کتاب با محوریت سه شخصیت است. «اسکیتر» ، «ایبیلین» زخم خورده و دوست داشتنی که هفده کودک سفیدپوست را بزرگ کرده است و شخصیت سوم «مینی» است که پیشخدمتی است که بسیار پرحرف و سرخوش است. در کتاب و فیلم، شخصیت اسکیتر همان کارهای نویسنده یعنی «استاکت» کتاب را انجام میدهد. اسکیتر هم کتاب پرفروش «خدمتکار یا کمک» را مینویسد. در واقع «استاکت» کتاب خودش را اینگونه به وجود آورده است نوشتن یک راه خلاقیت ادبی با نسخه برداری از خودش به عنوان قهرمان اصلی داستان. نتیجه کمی شرم آور است، آنچه که او در فضای امن و باز سال 2009 انجام میدهد همان طرحی است که دوست داشته آنها را در یک زمان قهرمانی انجام دهد.

the-help-aibeelin

من به مانند عده کثیری که بر سر انتخاب زن سفید پوست برای به گوش رساندن حرف زنان سیاه پوست یا بهتر بگویم گفتن حرف دل زنان سیاه پوست در پنجاه سال قبل نزاع نمیکنم. یک نویسنده باید قادر به نوشتن هر حرفی که دوست دارد باشد و قدرت خلق احساساتی را داشته باشد که دقت نوشته را بالا ببرد. به نظر من صداها در کتاب پایدار و تاثیر گذار هستند و نویسنده تلاش کرده تا با دقت سخنان سیاه های جنوبی را ثبت کند. در بعضی از جلسات تبلیغاتی کتاب که در کتاب فروشی ها به خواندن کتاب میپرداختند، «اکتاویا اسپنسر» دوست «استاکت» همراه او بوده و قسمتهایی از صحبتهای دو شخصیت مینی و ایبیلین را با حس خوانده است. این بازخوانی ها در آینده نقطه اشتراک بین کتاب و فیلمنامه بوده است. روی پرده سینما، «وایولا دیویس» و «اکتاویا اسپنسر» هر دو بازیگرانی حرفه ای هستند و به کلمات نویسنده شکل و ریتم میدهند، در واقع قسمتهایی از خوی خود را بازی میکنند.

the-help-tate

فیلم به وسیله یکی دیگر از دوستان «استاکت» یعنی «تیت تیلور» که بازیگر نیز هست و شیفته بازی بازیگران زن است کارگردانی شده است. او بهترین بازی را از گروه بازیگران زنش به روی پرده آورد. خصوصا «وایولا دیویس» که تمرکز خارق العاده ای دارد، زمانی که او چشمانش را روی بازیگر دیگری ثابت میکند، به نظر میرسد که دقیق روح او را میبیند و تاثیری شگرف به روی بیننده میگذارد. زمانی که در فیلم «ایبیلین» داستانش را به «اسکیتر» میگوید، «دیویس» بسیار آرام و با طمانینه کلمات را به زبان می آورد که هر کلمه اش با احساس همراه است. اکتاویا اسپنسر هم چشمانی درد کشیده دارد. دیدن بازی زنی که به هیچ وجه جلوی زبان خود را نمیگیرد بسیار خوشایند است.  بازی «Hattie mcdaniel,batterfly mcqueen, louise beavers» که در نقش پیشخدمتان و ماماهای فیلمهای دهه 30 و 40 را بازی میکردند را به یاد بیاوریم که چطور آستانه تحمل پایینی دارند.

«اما استون» در نقش اسکیتر عضوی از سطح بالای جامعه است و در سنین پایین ازدواج نکرده است. او سبک زندگی اش را دوست دارد حتی با وجود مادر محافظه کارش که آرزو دارد دخترش با مرد قدبلند و ثروتمندی ازدواج کند. اسکیتر جنبه هایی از اعتماد به نفس و استقلال و اراده عجیبی دارد. دوستان اسکیتر شامل هیلی «Bryce dallas howard» که با پوشیدن لباس های گلدار ابریشمی و موهای جمع شده در پشت همیشه خودنمایی میکردند. آنها اغلب با ناز و کرشمه راه میرفتند و زمانی که یکدیگر را می دیدند از خوشحالی میپریدند و هنگامی که زنان سیاه پوستی که آنها را بزرگ کرده بودند، به آنها نزدیک میشوند و لبخند تلخی به آنها میزدند. بزرگ شدن با یک سری عقاید نژادپرستانه باعث شده بود که آنها فکر کنند که با بیرون انداختن خدمتکاران و اجازه ندادن به استفاده از توالت شخصی کاری خداپسندانه است.دیدگاه های استون او را از بقیه ی زنها جدا میکرد. او موهای بلندی دارد که هر موجش با یک آرزویی همراه است. او لباسهای خاکستری و قهوه ای همراه با عینکی به چشم میپوشد. استون این موضوع را کاملا آشکار میکند که قرارهایی  که اسکیتر با دوستانش میگذارد برای نوشته هایش مفید بوده است. زیرا حرفهای غیراخلاقی دوستانش موضوع دائمی برای نوشته های او میشوند. او یکی از معدودترین بازیگران زنی است که نقش نویسنده ای را دارد که به نظر میرسد خودش هم آن را دوست دارد. شوهرها بیشتر سرکارند و فقط نقش جنبی دارند. اسکیتر یک دوست پسر عجیب دارد که در ابتدا مثل یک پسر لات عمل میکند سپس شبیه یک پرنس و در آخر دوباهر شبیه یک پسر لات. کارگردان علاقه ای به او ندارد. به نظر او  دوست پسر اسکیتر مردی است که صادق نیست . روابط دوستی زنان در محوریت فیلم است. زمانی که اسکیتر از این مجموعه های صغیر سفیدپوستان دور میشود به سمت زنان سیاه پوست نزدیکتر میشود که در می سی سی پی آن زمان صحبت های نژادپرستانه بسیار زیاد بود. آن زمان حتی صحبت کردن زنان سیاه پوست در مورد زجری که میکشیدند نیز نوعی پیشرفت به حساب می آمد. نویسنده داستانی برای گفتن دارد و به ما اجازه ی دیدن فعالیت های سیاسی را زیاد نمیدهد. اما فشار سیاست ها را روی زنان سیاه پوست و عصبانیتشان میبینیم. یکی از حرکات هوشمندانه نویسنده رمان ، اصرار او بر اتفاق افتادن داستان در زادگاهش است و یکی از قسمت های احساساتی فیلم نیز از جزئیات فیزیکی برمی آید : زمینهای وسیع سرسبز، رنگهای اشباع شده، انبوه ثروتمندان سفید و کلبه های خراب و کهنه ی خدمتکاران.

The-Help-Movie-final

رفتار زنان سفید پوست وحشیانه است مخصوصا هیلی که نه تنها زنی خوک صفت بود بلکه بسیار ابله و وحشی بود. نویسنده در فیلم او را قدم به قدم به پایین میکشد و در آخر هم با توهینی خنده دار به زمین میکوبد. وقتی که این اتفاق می افتد و از هیلی انتقام گرفته میشود طنین خنده در سالن سینما برمیخیزد. «خدمتکار» از طرفی هم فیلمی بی احساس است. زمانی که پای زنی سفیدپوست به نام سلیا با بازی «جسیکا چاستین» به وسط می آید. زنی پرانرژی که با مردی آراسته ازدواج کرده است. بسیار خوش قلب و بدون وجود اثری از نژادپرستی است. در فیلم او پیوست عمیقی با شخصیت مینی دارد که او را به خدمت گرفته است و از مینی طرز پختن مرغ سرخ کرده را یاد میگیرد. در حالیکه ما میبینیم که شوهر او هم که بهترین شوهر فیلم است باز هم از همسرش چیزی بیشتر از بچه دار شدن و درست کردن یک میز غذای خوب نمیخواهد. از یک سو سلیا همسو با اشخاص سطح اول جامعه است و به نظر میرسد که استاکت و تیلور قصد تحقیر این زنان را داشته اند اما به نظر نمیرسد که تشخیص داده باشند که این زنان نیز خود قربانی هستند.

 

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

آبي قرمز برنزي

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به Filmrooz.com مي باشد.